سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

80

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

تواطئهما على نسب لغيرهما ، ليلزما ذا النسب بما لا يستحق عليه . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : اگر مدعى از حاكم درخواست نمود تا اقرار منكر را بنويسد ، درخواستش را اجابت نموده و بنويسد چنانچه اگر از وى خواست تا بر اقرارش شاهد بگيرد همچنين آن را اجابت نمايد مشروط باينكه قاضى بمنكر معرفت داشته و نام و رسم او را بداند و در غير اين صورت اگر دو شاهد عادل شهادت دادند كه باسم و رسم او مطّلعند آن وقت اقرارش را نوشته يا بر آن شاهد بگيرد و نيز قاضى در صورتى كه خود باسم و رسم وى عالم نبوده و شاهد عادل هم بر آن نگرفته ميتواند اكتفاء به صفات ظاهرى او كرده و با درج خصوصياتش صورت اقرار او را بنويسد . شارح ( ره ) مىفرماين : بنابراين به مجرد اقرارش قاضى اكتفاء نكرده و صرف اينكه خود را معرفى و نسبتش را ارائه كرد از او نپذيرد اگرچه مدعى نيز او را بر آن تصديق كند زيرا چه بسا ممكن است هردو بر نسبى كه از آن ايشان نبوده و به ديگرى تعلق دارد با هم توافق نموده تا بدينويسله صاحب نسب واقعى را بخواهند به چيزى ملزم كنند كه ايشان استحقاق آن چيز را بر او ندارند . قوله : مع معرفته : يعنى معرفت قاضى بمنكر . قوله : او اقتناعه بحليتة : ضمير در [ اقتناعه ] به قاضى و در حليته بمنكر راجع بوده و مقصود از حليه صفات منكر است . قوله : لا به مجرد اقراره : يعنى اقرار منكر به نسب خود . قوله : حذرا من تواطئهما على نسب الخ : مثلا ممكن است مدعى با منكر با هم تبانى نموده و صورت مرافعه را ساخته تا